تبليغاتX
آموزش زبان انگليسي و مقالات علمی

حلقه مفقوده --- خرچنگ --- آذرخش
تاريخ: ساعت :
حلقه مفقوده

كشف اسكلت تقريباً كامل نياى مشترك تمامى انسانريخت هاى بزرگ كنونى از جمله انسان، برگ تازه اى را به تاريخ تكامل انسان افزوده است. اين فسيل كه در صخره هاى رسوبى نزديك بارسلون در غرب اسپانيا پيدا شده، انسان را به ساير گونه هاى كنونى انسانريخت هاى بزرگ پيوند مى دهد. قدمت اين سنگواره كه آن را Pierolapithecus catalaunicus ناميده اند، به ۱۳ ميليون سال پيش مى رسد. پيرولاپيتكوس، قديمى ترين انسانريختى است كه وضعيت قائم بدن، چهره بدون پوزه و ساير ويژگى هاى كليدى انسانريخت هاى بزرگ كنونى و انسان در آن ديده مى شود. اين نمونه كه متعلق به گونه، جنس و خانواده جديدى است و احتمالاً نر بوده، تقريباً ۳۵ كيلوگرم وزن داشته و ظاهراً درخت زى و ميوه خوار بوده است. همچنين تيغه شانه پيرولاپيتكوس مانند انسانريخت هاى بزرگ امروزى در امتداد پشت آن قرار دارد. در حالى كه در ميمون ها تيغه شانه در پهلوى قفسه دنده ها قرار گرفته است. همچنين نسبتاً كوتاه و انعطاف پذير بودن بخش كمرى ناحيه تحتانى ستون فقرات در پيرولاپيتكوس باعث شده تا مركز ثقل بدن تغيير كرده و وضعيت قائم و صعود از درخت براى اين موجود ساده تر شود.گزارش اين اكتشاف توسط پروفسور سالوادور مويا - سولا از انستيتو ديرين شناسى ميگوئل كروسافونت اسپانيا و همكارانش در شماره ۱۹ نوامبر مجله «ساينس» به چاپ رسيده است. مويا - سولا معتقد است كه پيرولاپيتكوس احتمالاً در آفريقا تكامل يافته و سپس از آنجا به اسپانيا مهاجرت كرده است. به نظر مى رسد كه اين سنگواره شكاف ميان انسانريخت هايى كه به اروپا رسيدند و انسانريخت هاى سنگواره اى كه به گونه هاى امروزى شباهت بيشترى دارند را پر مى كند.


خرچنگ

                                     083565.jpg                        

در برخى از كتاب هاى كودكان، ساكنان شهرهاى خيالى مى توانند شاهد بارانى از انواع غذاهاى لذيذ نظير اسپاگتى، هات داگ، سيب زمينى سرخ كرده و شيرينى هاى خامه دار باشند كه از بالا بر سر آنان مى بارد. وضعيت براى خرچنگ هاى كوچك ساكن آب هاى كم عمق در مجاورت نيروگاه حرارتى جزيره «كوزيشان» در تايوان شباهت فراوانى به ساكنان شهرهاى خيالى كودكان دارد. در هر روز دوبار بعد از فرونشستن سطح آب دريا، بارانى از ماهى ها و پلانكتون هاى مرده كه به خاطر گازهاى سمى نيروگاه از ميان رفته اند بر بستر آب فرو مى ريزد. خرچنگ ها از مخفيگاه هاى خود در شكاف هاى موجود در گل ولاى بستر بيرون آمده و طى يك تا دو ساعت دلى از عزا در آورده و سپس به مخفيگاه هاى خود برمى گردند. سئوال اساسى كه در پى اين مشاهده ساده بى جواب مى ماند اين است: چگونه آبى كه مى تواند همه پلانگتون ها و ماهى ها را از ميان بردارد بر روى خرچنگ ها تاثيرى نمى گذارد؟
در شماره اخير نشريه «نيچر» اين رفتار فرصت طلبانه نوعى خرچنگ موسوم به Xenograpsus testudinatus به وسيله دو دانشمند سنگاپورى و تايوانى شرح داده شده است. اين خرچنگ پنج سال پيش كشف شد و در آن زمان چيز زيادى در مورد آن مشخص نشده بود.
چند ميليون از اين نوع خرچنگ در اطراف نيروگاه حرارتى جزيره «كوزيشان» زندگى كرده و در معجونى از گازهاى سمى و تركيبات گوگرددار زندگى مى كنند. دكتر «پيتر نگ» زيست شناس دانشگاه ملى سنگاپور مى گويد: «ما در تعجب بوديم كه چگونه اين شرايط نامناسب مى تواند توسط يك موجود زنده مورد بهره بردارى قرار گيرد.» سئوال ديگرى كه وجود داشت اين بود كه چرا در ميان جانداران متنوع دريايى فقط اين نوع خرچنگ مى توانست زنده بماند.
پاسخ اين سئوال تنها وقتى روشن شد كه يكى از پژوهشگران تصميم گرفت براى روشن شدن موضوع، اقدام به غواصى در آن منطقه كند. او متوجه شد كه بارانى از ذرات ريز و معلق و همراه با آنها معدودى از ماهيان و پلانكتون هاى مرده در ستون آب رو به پائين در حركت بودند. بعد از مدتى كه انبوه پلانكتون ها و ماهى هاى مرده ته نشين مى شدند خرچنگ ها از مخفيگاه هاى خود بيرون مى آمدند و پس از تغذيه به درون مخفيگاه فرو مى رفتند.پس از مشاهدات مستقيم صورت گرفته، مسئله به سادگى روشن شد: خرچنگ ها در واقع در زمانى كه آلودگى آب به حداكثر ميزان خود مى رسيد به درون حفرات موجود در بستر آب فرو مى رفتند ولى پس از رسوب مواد معلق و سمى در يك فرصت كوتاه بيرون آمده و در بستر آب شروع به تغذيه مى كردند. در واقع خرچنگ ها پس از آنكه جريان آب مقدارى از مواد معلق و پلانكتون هاى مرده را با خود حمل مى كرد و كيفيت آب كمى بهبود پيدا مى كرد از مخفيگاه هاى خود خارج شده و اقدام به تغذيه مى كردند.
اكنون پژوهشگران در تلاشند تا دريابند خرچنگ ها چگونه تغيير در كيفيت آب را در مى يابند. دكتر «نگ» معتقد است كه خرچنگ ها از طريق نوعى ساعت بيولوژيك، تغيير در كيفيت آب را درمى يابند.


آذرخش

کاربرد این عکس در تبیین عنوان آذرخش از کتاب فیزیک ۱ دبیرستان فصل الکتریسیته می باشد. آذرخش در حقیقت جرقّه هایی است که  بین یک ابر با ابر دیگر . با بین ابر و زمین زده می شود و مفهوم علمی آن همان تخلیه الکتریکی است. در این پدیده ابر ها به علّت مالش با هوا و یا القای الکتریکی ، دارای بار مثبت و یا منفی می شوند. در بیشتر موارد قسمت رو به پایین ابر دارای بار منفی و قسمت بالای آن دارای بار مثبت می شوند.
اگر ۲ ابر چنان به هم نزدیک شوند که قسمت هایی از آنها که دارای بار ناهمنام است مجاور هم قرار گیرند امکان دارد شارش ناگهانی بار های الکتریکی بین دو ابر صورت بگیرید که معمولاً با جرقّه های بزرگ تولید گرما و صدا همراه است. شکل بالا تخلیه الکتریکی بین ابر و زمین را نشان می دهد و می تواند موجب آتشسوزی شود.
  متن ارسالی از : آیدا گلابی d_glb@yahoo.com
© This Template Designed By rasool zarei